آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

0:21 صبح یک‌شنبه، 12 مهر 1388

یادداشت وارده

فوتبال سیاسی و دخالت «از بالا»

مرتضی کاظمیان

«فوتبال با سیاست نمی‌خواهیم، نمی‌خواهیم!» این شعاری بود که دیروز با وجود تلاش گزارشگر بازی استقلال و پرسپولیس برای بلند کردن صدایش، باز هم از گیرنده‌ها در منزل، شنیده می‌شد. به‌دشواری می‌توان «تبانی» یا «توصیه»‌های «مقام‌های مسئول» مبنی بر ضرورت خاتمه‌ی دربی حساس پایتخت با نتیجه‌ی مساوی را پذیرفت. دست‌کم، قبول چنین امری، به‌ویژه از این منظر که عوامل انسانی دخیل در روند و فرجام بازی متعدد‌اند، نیازمند ادله‌ی متعدد و متقن است. اما از زاویه‌ای دیگر، به‌نظر می‌رسد که خشم و اعتراض تماشاچیان از «یک مساوی دیگر» بی‌راه و بی‌دلیل نیست. به شواهد زیر توجه نمایید:


وقتی رئیس سازمان تربیت بدنی کشور، رئیس مجمع دو تیم استقلال و پرسپولیس است؛ هنگامی‌که چگونگی انتخاب اعضای هیات مدیره‌ی دو باشگاه پرطرفدار کشور، و نیز نحوه‌ی گزینش مدیرعامل، در چهارچوب مناسبات و روابط پیچیده‌ی داخل ساخت قدرت، سامان می‌یابد و محقق می‌شود؛ در شرایطی که شناخته‌شده‌ترین مقام‌های قضایی و حکومتی و حتی امنیتی، در دو باشگاه آمد و شد می‌کنند و صاحب جایگاه و پست و مقام هستند؛

وقتی فرمانده‌ی یگان ویژه، مستقر در ورزشگاه آزادی تهران در آستانه‌ی بازی مهم پایتخت، تصریح می‌کند (و به‌نوعی هشدار می‌دهد) که «با افرادی بخواهند جریان بازی را از شرایط عادی خارج کنند، به‌شدت برخورد می‌کنیم»؛ و در مورد نحوه‌ی استقرار نیروهای انتظامی در سکوهای ورزشگاه تاکید می‌کند: «نیروها به سه دسته تقسیم می‌شوند؛ گروه اول با کاورهای مشخص نظم را حاکم می‌کنند، گروه دوم و سوم نیز با لباس عادی در بین هواداران و تماشاچیان مستقر می‌شوند تا در صورت بروز هرگونه حاشیه‌سازی، به‌سرعت وارد عمل شده و با خاطیان برخورد کنند»؛

هنگامی‌که رئیس کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال _که منطقا" باید بیش از دیگران، ملتزم به قانون باشد_ به‌راحتی و بدون آن‌که ابایی از این داشته باشد که متهم به اقدام فراقانونی می‌شود، در برابر دوربین‌ها اعلام می‌کند: به بازیکنان دو تیم هشدار داده‌ایم که در صورت تخلف مهم در این بازی، تا آخر فصل محروم خواهند شد (نقل به مضمون)؛

در شرایطی که برخلاف دیگر بازی‌های دو تیم در این چند سال، استادیوم آزادی «لبالب» از تماشاچی نمی‌شود، و بلیط‌های فروخته شده، به‌روایت گزارشگر بازی، 20 یا 30 هزار کمتر از ظرفیت استادیوم است؛ زمانی‌که مقام‌های مسئول نظامی و انتظامی و قضایی و اجرایی در فدراسیون، از چند روز مانده با مسابقه تا روز بازی، مکرر در مکرر هشدارها و تهدیدهای قضایی و امنیتی و توصیه‌های سیاسی را به ذهن و روان علاقمندان به فوتبال و تماشاچیان مسابقه، روانه و نثار می‌کنند؛

وقتی اعلام می‌شود که «بازپرس ویژهم در ورزشگاه مستقر می‌شود و رسیدگی قضایی در روز بازی صورت می‌گیرد؛ و هنگامی‌که بینندگان و تماشاچیان، حضور محسوس و برجسته‌ی نیروهای انتظامی را در استادیوم، در روز بازی، شخصا" مشاهده می‌کنند؛ و...

در چنین شرایط و با چنین شواهدی، طبیعی به‌نظر می‌رسد و قابل پذیرش که تماشاچی معمولی مسابقه در ورزشگاه، و بیننده‌ی علاقه‌مند پای تلویزیون، بیش از پیش به دخالت‌های غیرورزشی و فرافوتبالی و «سیاسی» در «دربی تهران» معتقد شود و نسبت به آن، معترض.

فوتبال، چونان پدیده‌‌ای اجتماعی، و به‌مثابه‌ی پرمخاطب‌ترین ورزش جهان، و نیز به‌عنوان «صنعتی پول‌ساز و درآمدزا»، به‌گونه‌ای اجتناب‌ناپذیر، «سیاسی» است. چنان‌که در اوج بحران اقتصادی گریبانگیر جهان، همچنان میلیون‌ها دلار درآمد را نصیب باشگاه‌های حرفه‌ای و صاحبان صنایع و اسپانسرها می‌‌نماید، یا به‌جهت سودآور بودن و به‌خاطر جلب توجهی که می‌کند، سیاستمداران را به چالش با یکدیگر می‌کشاند که جام جهانی یا جام باشگاه‌های اروپا و ... در کدام کشور برگزار شود.

اما آنچه که در این دیار (ایران ما) به‌وقوع می‌پیوندد، نه دخالتی «سیاسی» از «پائین» و توسط «جامعه مدنی» و ذیل رقابت شرکت‌ها و موسسات اقتصادی _ اجتماعی، که دخالتی از «بالا» و مشتمل بر حضور پررنگ و برجسته‌ی «حکومت» و ذیل چالش جریان‌های رقیب در ساخت قدرت است.

این واقعیت را نه تنها ناظران آگاه، که اغلب فوتبال‌دوستان در ایران، به‌صورت تجربی و حسی، دریافته‌اند. اینان به‌خوبی شاهد و در جریان چگونگی انتخاب اعضای هیات مدیره‌ی دو باشگاه سرخ و آبی، و نیز نحوه‌ی انتخاب مدیرعامل هستند، و افزون بر این از اخباری که در حاشیه و متن این ورزش محبوب، مطرح می‌شود، مطلع‌اند. بدیهی است که پیگیران فوتبال و رویدادهای آن، به اندازه‌ی لازم به دخالت «سیاست رسمی» و بخش ماکرو قدرت در فوتبال، اعتقاد دارند و نسبت به آن، معترض‌اند. این اعتراض و ناراحتی را شاید بتوان در یک مسابقه‌ی فوتبال با تدابیر امنیتی و قضایی و انتظامی، به‌ظاهر مهار و محدود و جمع‌ و جور کرد، ولی در متن جامعه، و در افکار عمومی، گریزی از تاثیرات و پیامدهای آن نخواهد بود.

تاسف‌بار آن‌که نگاه حکومتی و امنیتی و «از بالا» به فوتبال و فوتبال‌دوستان، نمی‌تواند از منظر جامعه مدنی و «از پائین» و نیز از زاویه‌ی «قدرت متکثر و توزیع شده در بطن لایه‌های اجتماعی و جامعه» (آن‌چنان که صاحب‌نظرانی چون میشل فوکو تبیین می‌کنند) به تحلیل و توضیح و مواجهه با پدیده‌های اجتماعی (و از جمله فوتبال) دست یازد.

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه