آخرین افزوده ها
  11:54 عصر پنج‌شنبه، 26 آذر 1388

10:57 عصر سه‌شنبه، 21 مهر 1388

در گفت‌وگوی عبدالرضا تاجيك با محمد توسلی:

نگاه تحلیلی به شعارهای جنبش سبز

"برخی شعارهای روز قدس پاسخ به انحرافاتی بود که در اصول و آرمان‌های اولیه انقلاب ايجاد شده‌است." / "مطالبه حداقلی جنبش سبز "حق بدیهی حیات" است." / "چند سالی است که دیدگاه اقلیتی که به برخی اصول قانون اساس رای منفی دادند در حاکمیت اجرا می‌شود." / "مردم ايران همكاری‌های دولت‌های چين و روسيه را در راستای نقض استقلال و مترادف با تضییع حقوق و منافع ملت ايران ارزيابی می‌كنند." / "اگر دولت ایران ابهامات در مورد تفاوت کمک به بازسازی خرمشهر و بم با بازسازی بیروت را حل کند برخی از شعارها خود به خود حذف خواهد شد."


موج سبز آزادی: زمانی كه تلاش های مصلحان برای اصلاح وضع موجود از مرحله نصیحت و نقد قانونی می‌گذرد، مردم به تدریج، با رشد و توسعه آگاهی، در میدان مبارزه سیاسی و اجتماعی حاضر می‌شوند. در این هنگام اعتراض‌های فردی نخبگان به اعتراض‌های جمعی تبدیل می‌شود. در این راستا سلاح نظام سیاسی یعنی زندان، فشار و ایراد اتهام علیه جمعیت های گسترده كار ساز نیست؛ به همین دلیل خاموش کردن جنبش مردم هر روز مشکل تر می‌شود.

با حضور جمع گسترده مردم در میدان مبارزه سیاسی و اجتماعی، جنبش اجتماعی وارد مرحله حساس خود می‌شود. در این زمان كنشگران به شكل‌های مختلف دست به مبارزه می‌زنند که مهم ترین آن، اجتماع و راهپیمایی است. در این حضور به دو مفهوم اساسی «شعار» و «تحلیل» بر می‌خوریم که هر دو باید در نهایت آگاهی و دقت مورد توجه واقع شوند.

از آنجا که «شعار» در مراحل اولیه هر حرکت اجتماعی مطرح می‌شود، اگر با دقت ارائه نشود، می‌تواند بخشی از ظرفیت نیروهای اجتماعی را به هدر دهد و حتی جمعیت‌ها را بسوی مسیرهای انحرافی سوق دهد. بنابراین شعار باید در تعقیب هدف های مشخص حرکت اجتماعی و معرف آن باشد.

بر همین اساس یكی از مصداق‌های حركت اجتماعی مردم ایران را در جنش راه سبز كه در جریان برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شكل گرفت در گفت و گو با مهندس محمد توسلی از وابستگان جریانی فكری، سیاسی كه در طول حیات یك صد ساله خود همواره برهویت «ایرانیت» و «اسلامیت» ایرانیان تأكید داشته است به بحث گذاشته ایم. «چرایی ارائه تحلیل دقیق از راهپیمایی روز قدس»، «جمعیت و تركیب شركت كنندگان» و «شعارهای مردم» از موضوع‌های مهمی‌است كه ما را در چگونگی مواجه رقیب برای سركوب طرف مقابل در رویارویی كمك می‌كند.

اگر چه حامیان محمود احمدی‌نژاد و رسانه‌های وابسته به آنان میزان جمعیت راهپیمایی معترضین در راهپیمایی روز قدس را ابتدا كم ارزیابی كردند اما اگر بخواهیم گزارشی صادقانه از حضور حامیان جنبش سبز داشته باشیم باید بگوییم، از شش مسیری كه برای راهپیمایی روز قدس در نظر گرفته شده بود، دو مسیر اصلی شاهد جمعیتی نه تنها هزاران نفری بلكه صدها هزار نفری بود كه می‌شود گفت در شش مسیر بیش از یك میلیون نفر وابسته به حامیان جنبش راه سبز بودند.

بافت و تركیب جمعیت نیز نشان از جمعیت حدود هفتاد درصد جوان داشت. زنان حضوری گسترده داشتند. حضور افرادی كه به دیدگاه‌های مختلف وابسته بودند نیز چشمگیر بود. از خانواده‌های محجبه و بصورت خانوادگی تا كسانی كه حجاب معمولی داشتند. افراد مسن حضورشان برجسته بود. در مقابل به عنوان نمونه، در میدان هفت تیر و در ساعات ابتدایی، نیروهای انتظامی و لباس شخصی بصورت سازمان یافته مستقر بودند؛ نه تنها در میدان هفت تیر بلكه در تمام خیابان‌های منتهی به میدان هفت تیر این نیروها كاملا مستقر بودند.

جمعیت طرفدار دولت احمدی‌نژاد كه در مقابل مسجد جواد واقع در میدان هفت تیر گرد آمده بودند، محدود اما مجهز به تجهیزات صوتی قوی بودند كه در دستانشان پلاکاردهای یك ‌دستی بود كه بطور هماهنگ در سراسر كشور بصورت متمرکز و برنامه ریزی شده توزیع شده بود. استقرار مسئولان حكومتی راهپیمایی، ابتدا شكل گیری موج سبز را با مشكل مواجه كرد اما نیم ساعت طول نكشید تا موج جمعیت شكل گرفت و این مسیر طولانی با حضور كسانی كه نماد سبز در دست‌شان بود و یا لباس سبز بر تن داشتند، پر شد.

آن چیزی كه با توجه به تركیب جمعیت حاضر در راه پیمایی جلب توجه می‌كرد، رفتار مدنی حامیان جنبش سبز با جمعیت سازمان یافته حامی دولت احمدی‌نژاد بود كه بدون توجه به آنان، شعار خود را می‌دادند. زمانیكه راهپیمایی موج سبز شكل گرفت، یك مقدار حالت انفعال در میان جمعیت سازمان یافته حامی دولت احمدی‌نژاد، مشاهده شد. در پی حضور حامیان جنبش سبز نیروی انتظامی رفتار مناسبی از خود نشان داد. حضور نیروی انتظامی و مسئولان حكومتی راهپیمایی روز قدس در اطراف دانشگاه تهران، محل برگزاری نماز جمعه به‌گونه‌ای بود كه با رسیدن موج جمعیت حامیان جنبش سبز به مقابل پارك لاله در بولوار كشاورز، امكان ادامه مسیر و ورود به دانشگاه تهران توسط آنان سلب شد.

انتشار گاز خردل در میان حامیان جنبش سبز در بولوار كشاورز كه موجب برهم خوردن انسجام جمعیت شد، باعث نشد تا شعار علیه احمدی‌نژاد سر داده نشود. تا این زمان درگیری گسترده ای میان حامیان جنبش سبز و حامیان دولت احمدی‌نژاد رخ نداد، اما بعد از ساعت 3 بعد از ظهر در خیابان‌های منتهی به میدان هفت تیر درگیری‌هایی صورت گرفت كه با شلیك گاز اشك‌آور همراه شد.

متن گفت و گو با مهندس محمد توسلی، رییس دفتر سیاسی «نهضت آزادی ایران» در پی می‌آید.

* در خصوص راهپیمایی روز قدس و حضور طرفداران جنبش سبز، نظرات متفاوتی هم از سوی مسئولان جمهوری اسلامی و رسانه‌های وابسته به آنان و هم از سوی طرفداران این جنبش ارائه شده است. با توجه به اهمیت این راهپیمایی كه عملاً بعد از سه ماه فشار بر جنبش سبز و پس از انتخابات 22 خرداد 88 انجام شد، ارزیابیاتان از این اقدام چیست؟

حضورچشمگیر مردم در این راهپیمایی نشان داد كه این فشارها تأثیرگذار نبوده و مردم به طور وسیع به دنبال مطالبات بر حق و قانونی خودشان هستند و نسبت به نتایج انتخابات اعتراض دارند. حضوری كه بطور خودجوش و بدون سازماندهی بود.

* این حضور بیسازمان و تنوع دیدگاه ها در جامعه و همچنین در جنبش اصلاحات، آیا خطری را متوجه این جنبش نمی‌سازد؟

طبیعت ونقطه قوت جنبش راه سبز که آقایان خاتمی‌، کروبی و موسوی معرفی کرده ا ند، حضور همه ایرانیان با دیدگاه های متفاوت در عرصه عمومی است. مطالبات مشترک در راستای منافع ملی که با تعامل میان همه افراد وگروه ها و با تأکید بر حداقل ها و پرهیز از خواسته های حداكثری شکل می‌گیرد راه را برای همکاری گسترده مردم هموار می‌سازد. احترام متقابل مردم با دیدگاه های متفاوت رمز موفقیت جنبش و پیشنیاز توسعه فرهنگی برای تحقق جامعه مردم سالاراست.

وضعیت اجتماعی و توسعه فرهنگی مردم مسلمان در كشورهایی مانند مالزی و ترکیه که موفق به دستیابی به توسعه اقتصادی و اجتماعی شده اند در این خصوص می‌تواند بسیار آموزنده باشد. در این کشورها مردم به عقاید و دیدگاهای یكدیگر احترام می‌گذارند و کوشش می‌کنند تا برمنافع ملی و مطالبات حداقلی مشترک تأکید داشته باشند.

در ایران به نظر من مطالبات حداقلی همان "حق حیات" یعنی حقوق اساسی ملت است که در قانون اساسی نیزتصریح شده است. جنبش سبز اصلاحات، راهبردهایش را بر این اساس و برپایه مبارزه قانونی ، علنی و مسالمت آمیزو تاکید بر تغییرات تدریجی وپایدار، تدوین کرده است . بنابراین طرح شعارهای افراطی که با گفتمان و خط مشی جنبش راه سبز هماهنگ نباشد بطور قطع ریختن آب به آسیاب برنامه های اقتدارگرایان خواهد بود كه زمینه سرکوب و محدود کردن جنبش رافراهم خواهد کرد. 

* برخی شعارهایی كه در تجمعات و راهپیماییهای حامیان جنبش سبز بیان شده است با واكنش منتقدان این جنبش همراه شد؛ شعارهایی كه رسانه های حامی دولت احمدی‌نژاد بر روی آن مانور دادند و از حامیان جنبش سبز انتقاد كردند. شعارهایی كه در تجمعات و راهپیمایی‌های حامیان جنبش سبز شنیده می‌شد را می‌توان به دو دسته كلی تقسیم کرد، یك دسته شعارهایی كه بطور مستقیم به انتخابات مربوط می‌شود كه بخشی در حمایت از مهندس موسوی و آقای كروبی است و بخش دیگر در حمایت از کسانی است که در حمایت از جنبش سبز و دو نامزد معترض انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری- آیات عظام منتظری و صانعی- وارد عرصه شده بودند. دسته دوم شعارهایی است كه در نقد عملکرد دولت و حاکمان مطرح می‌شود. شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» یكی از شعارهایی بود كه از میان جمعیت موج سبز در راهپیمایی روز قدس به گوش می‌رسید. اما از همین جمع جنبش سبز شعار دیگری كه معادل وهم جنس این شعار بود نیز شنیده می‌شد؛ «هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران».

شعار های دسته اول گفنمان اصلی مردم در اعتراض به نتایج اعلام شده انتخابات و حمایت ازدو نامزد اصلاح طلب است. در خصوص شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» ضروری است با یک نگاه تحلیلی ببینیم چرا این شعار مطرح شد و چرا جمعی از حامیان جنبش سبز این شعار را تکرار می‌کردند و چرا بعضی دیگر این شعار را به شعار دیگر تبدیل کردند و چه زمینه های ذهنی برای طرح این شعار وجود داشت.

سوابق تاریخی مبارزات ملت ایران نشان می‌دهد كه در طول 60 سال گذشته مردم ایران همواره از جنبش حق‌طلبانه مردم فلسطین حمایت کرده اند. آن چرا که بعد از انقلاب سال 57 انجام شده است بطور طبیعی خمیرمایه همان دفاع از مظالمی است که اسراییل بر ملت مظلوم فلسطین روا داشته و دولت های غربی از این تجاوز، کشتار و مظالم حمایت كرده اند. بنابراین هم به لحاظ انسانی و هم از آن جهت كه جنبش فلسطین، جنبش اسلامی است، طبیعی است که مردم ایران عموما یک پیوند عمیق تاریخی در ارتباط با قدس داشته باشند.

بر این اساس راهپیمایی روز قدس برای محکوم کردن تجاوز و مظالم اسراییل و حمایت از ملت مظلوم فلسطین پایه گذاری شد. شاید برای اولین بار آیت الله طالقانی این پیوند را بین جنبش آزادی خواهی در ایران و جنبش استقلال طلبی ملت فلسطین در سرزمین های اشغالی ایجاد کرد. او در همایش های مربوط به فلسطین شركت و ضمن حمایت از مبارزات فلسطینیها، مراتب تأیید ملت ایران را در سخنرانی های خود ابراز كرد.

نمونه دیگر بیانیه دكتر یدالله سحابی در سال 1355 بود که شیعیان لبنان توسط مسیحی های لبنان سرکوب شدند و وضعیت نامناسبی در آنجا بوجود آمد. مرحوم دكتر سحابی در بیانیه خود از مردم دعوت کرد تا به شیعیان لبنان کمک کنند. در همین خصوص برخی از بازاریان مبارز مثل مرحوم حاج محمود مانیان پیش قدم شدند و کمک های مالی مردم ایران را جمع آوری و مستقیما در اختیار آنان قرار دادند. با این سوابق تاریخی پیشنهاد روز قدس توسط آقای دکترابراهیم یزدی وزیر امور خارجه دولت موقت خیلی طبیعی بود..

بنابراین سوابق تاریخی نشان می‌دهد که ملت ایران عموما با ملت‌های فلسطین و لبنان پیوند انسانی و اعتقادی داشته است. اما سؤال اصلی این است که چرا در این راهپیمایی لااقل جمعی از تظاهرکنندگان شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» سر دادند؟ در واقع این پیوند واقعی را به نوعی نفی كردند. من فکر می‌کنم اکثریت قاطع افرادی که این شعار را تکرار می‌كردند بیان احساس و اعتراضشان نسبت به عملکرد دولت است که کمك‌های همه جانبه و غیر متناسبی از اعتبارات عمومی کشور را به طرف حماس و حزب الله لبنان سرازیر کرده است در حالی که کشورو مردم ما شدیداً نیاز به این اعتبارات دارند.

اگر من بخواهم بطور خیلی مشخص تصویری از این دوگانگی را ارائه دهم باید به پروژه بازسازی خرمشهر بعد از گذشت 20 سال از جنگ تحمیلی اشاره کنم. کافی است عکس‌هایی که وضعیت خرمشهر را در سال 67 که جنگ خاتمه پیدا کرد، را با عکس های خرمشهر در شرایط کنونی که هنوز آثار خرابی‌های جنگ در آن ها مشهود است مقایسه شود. البته شهر زلزله زده بم را نیز می‌توان به عنوان نمونه دیگری ارایه كرد كه تا چه اندازه به نیازهای مردم بم پاسخ داده شده است.

این در حالی است كه نسل جوان ایران كه حدود 70 درصد جمعیت ایران را تشکیل می‌دهد به تحصیل ، اشتغال و زندگی شرافت مندانه نیاز دارد. آنان وقتی در مقابل، ریخت و پاش هایی را می‌بینید، وقتی مردم کمک های سنگین دولت ایران را به فلسطین و لبنان مشاهده‌ می‌كنند بطور طبیعی چنین واکنشی را از خود نشان می‌دهند واین ضرب المثل قدیمی را که " چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است " یادآوری می‌کنند. در عکس‌هایی كه بعد از جنگ 33 روزه جنوب لبنان و امروزآن منتشر شده، نشان دهنده آن است که جنوب لبنان بصورت مدرن بازسازی شده است.

بنابراین این شعارها به معنای این نیست که این جمع با مردم فلسطین و لبنان پیوند انسانی و دینی ندارد بلکه نشان دهنده این است که اگر دولت ایران چنین مسایل و ابهامات را برطرف كند و کمک های خارجی ایران قانونی و شفاف شود بطور قطع چنین شعارهایی مطرح نخواهد شد؛ چرا كه طرح این شعارها واكنش و اعتراض نسبت به عملکرد غیر متعادل مسئولان است. البته همانگونه که اشاره شد جمعی دیگر از مردم با نگاه راهبردی و هماهنگ با گفتمان جنبش راه سبزاین شعار را اصلاح کردند تابهانه ای به دست بد خواهان داده نشود.

* اما در كنار این مسأله كه رسانه‌های حامی دولت احمدینژاد به صورت مستمر بر این نكته كه این گروه شعار دهنده به كشورهای غربی از جمله امریكا وابسته هستند، تأكید می‌كردند، این شعار از سوی برخی رسانه‌های فارسی ‌زبان در خارج از ایران و همچنین برخی فعالان سیاسی مطرح می‌شد.

کسانی که این شعارها را مطرح و یا تقویت می‌کنند باید توجه کنند که هویت «اسلامی و ایرانی» دو پایه اصلی از هویت شخصیتی ایرانیان را تشکیل داده است، بنابراین شعارها نباید این هویت را خدشه دار کند. همچنین شعارها نباید پیوند انساتی و تاریخی ملت ما را با سایر ملل مخدوش و زمینه ساز سرکوب در داخل باشد.

* شعار دیگری كه در این راهپیمایی از سوی حامیان جنبش سبز مطرح شد« آزادی، استقلال، ، جمهوری ایرانی» بود. سؤال اصلی این است که وقتی مردم در سال 1358به جمهوری اسلامی که بقول رهبر فقید انقلاب «نه یک کلمه کم و نه یك كلمه زیاد» رأی دادند، چرا چنین شعاری مطرح شد؟ آیا این افراد به قول برخی سلطنت‌طلب بودند؟

به نظر من کسانی که این شعار را تکرار کردند به خاطر زمینه ذهنیتشان در خصوص انحرافی است که در اصول و آرمان های اولیه انقلاب ایجاد شده است. این مطلب کاملا روشن است؛ تعریفی كه از جمهوری اسلامی در بحث های رهبر فقید انقلاب در پاریس ارائه می‌شد و در بام رسانه های دنیا این مصاحبه ها و سخنرانی ها صورت می‌گرفت و افکار عمومی در داخل ایران و جهان را متأثر می‌كرد، یک نگاه انسانی و رحمانی از اسلام داشت.

در این تعریف بر آزادی، دموکراسی و حقوق اساسی ملت تأكید شده بود و مردم نیز به دلیل اینکه ازاستبداد شاهنشاهی و سیاست های ساواک و سرکوب های صورت گرفته به ستوه آمده بودند برای نجات کشور همه به دنبال این بودند که حاکمیت ملت یعنی جمهوریت شکل بگیرد و طبیعی است که چون اکثریت مردم ایران مسلمان هستند این دموکراسی در چارچوب ارزش های فرهنگی مردم یعنی اسلام در شکل "جمهوری اسلامی" که خواست مردم بود، ایجاد می‌شد. اما متأسفانه این پیمان به تدریج نقض شد.

شاید یادآوری این مطلب در اینجا برای نسل جوان ما مفید باشد که مرحوم مهندس مهدی بازرگان که بینش تاریخی به مسایل اجتماعی و فرهنگی ایران داشت این نگرانی را ابراز کرد که ممکن است از جمهوری اسلامی یک تعریف غیر دموکراتیک از اسلام بشود، بنابراین پیشنهاد کرد كه جمهوری دموکراتیک اسلامی نیز به رأی گذاشته شود که همان موقع با مخالفت رهبر فقید انقلاب مواجه شد.

همچنین در اصول فصل سوم، پنج و هفتم قانون اساسی، حقوق اساسی ملت پیش بینی شده و مشروح مذاکرات خبرگان قانون اساسی کاملا نشان می‌دهد که اکثریت قاطع نمایندگان خبرگان بر حقوق اساسی ملت تاکید و تصریح داشتند. اصل نهم قانون اساسی به صراحت مقرر می‌دارد كه هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی كشور، آزادی‌های مشروع را هرچند با وضع قوانین و مقررات سلب كند و یا اصل 56 قانون اساسی، حاکمیت را از آن ملت می‌داند وتصریح شده است که هیچکس نمی‌تواند این حق الهی را از ملت سلب کند یا در خدمت فرد یا گروه خاص قرار دهد.

بنابراین تمام اصول دیگرقانون اساسی باید براساس این اصول تفسیر شوند. نص صریح اصل 26 قانون اساسی و ماده‌ی 6 قانون احزاب مصوب مجلس در سال 1360 فعالیت احزاب و نهادهای مدنی را علی الاطلاق آزاد اعلام کرده و آن را به هیچ وجه منوط به اخذ مجوز و یا پروانه از مراجع رسمی ندانسته است.

اما دیدگاه اقلیت محض هفت یا هشت نفری که به اصل 26 رأی منفی دادند در طول سالیان گذشته و به ویژه از دوران حكومت دولت نهم به بعد در كشور عملا حاکم بوده واحزاب و نهادهای مدنی نتوانسته اند بر اساس این اصل شکل بگیرند و زیر ساخت های یک جامعه مردم سالار را، که پیشنیاز توسعه کشور است، فراهم کنند.

بنابراین با توجه به عملکرد عملی جمهوری اسلامی که با آن تعریفی که در ابتدا از جمهوری اسلامی شده و مردم به خاطر آن تعاریف - اسلام رحمانی- به آن رأی داده بودند، مغایرت می‌بینند، جمعی فکر می‌کنند که این جمهوری اسلامی نمی‌تواند پاسخگوی مطالبات تاریخی مردم ایران باشد ولی این افراد باید توجه داشته باشند كه طرح این شعارها با ماهیت اصلاح‌طلبانه وگفتمان جنبش راه سبز مغایرت دارد و زمینه را برای سرکوب مردم فراهم می‌کند. جنبش سبز باید مطالبات بر حق و قانونی خود را در چارچوب همین قانون اساسی که میثاق بین مردم وحاکمان است مطرح کند تا جنبش سبز بتواند در فرآیند مبارزات قانونی، روند اصلاحات را دنبال كرده و آن را به ثمر برساند.

جنبش اصلاحات همواره بر مبارزات قانونی و مسالمت آمیز تأکید داشته و همین استراتژی بوده است که توانسته در نهایت در انتخابات دهم ریاست جمهوری زمینه های آگاهی بیشتر مردم و جنبش سبز را فراهم کند. طرح شعارهای رادیکال و فاقد مبانی اصلاح‌طلبانه نمی‌تواند تأثیر مثبتی در فرآیند این مبارزات داشته باشد.

شرایطی که بعد ازانقلاب وجود داشته این امکان را فراهم کرده است که جنبش اصلاحات بتواند با بهره‌گیری از روش مبارزات قانونی، علنی و مسالمت آمیز به تدریج با توسعه آگاهی در جامعه، زمینه های تغییرات حقیقی را به جای تغییرات ساختاری صرفا حقوقی فراهم کند. به همین دلیل در دهه 60 مجموعه اپوزیسیون در داخل ایران محدود بود که با مقاومت آنها به تدریج در دهه های 70 و 80 در سطح جامعه گسرش پیدا کرد.

بنابراین مطرح کردن شعارهای خارج از ظرفیت در هر مقطع می‌تواند آسیب های جدی به جنبش اصلاحات وارد کند که این امر در جهت خواست اقتدارگرایان است. همچنین ممكن است اقتدارگرایان در مقاطعی با ایجاد حرکت های افراطی زمینه سرکوب را فراهم كنند. حوادث تیر 1378 و خرداد 1388 كوی دانشگاه تهران را می‌توان در این راستا ارزیابی کرد. امروز اقتدارگرایان از هر حرکت رادیكال و خارج از وسع جنبش اصلاحات استقبال می‌کنند تا این جنبش را قبل از توسعه آگاهی مردم سرکوب کنند.

* شعارهای دیگری كه از جمع حامیان جنبش سبز شنیده می‌شد، «مرگ بر روسیه» و «مرگ بر چین» بود كه درمی‌ واكنش به شعار «مرگ بر آمریکا» بیان می‌شد. هرزمان كه «شعار مرگ بر امریكا» از بلندگوهای جریان حامی دولت پخش می‌شد، حامیان جنبش سبز با شعار «مرگ بر روسیه» واکنش نشان می‌دادند. چرا مردم چنین واکنشی نشان می‌دادند آیا مردم طرفدار آمریکا هستند؟

هرگز؛ مردم سیاست های امریکا و هزینه های سنگینی را كه این كشور به ایران وارد كرده است را با پوست و گوشت خود لمس می‌کنند. مردم نقش اسراییل در منطقه و سیاست‌ها و بحرانی که در منطقه ایجاد کرده، برایشان کاملا ملموس است.

* اگر چنین است چرا مردم چنین واکنشی را نشان می‌دهند؟

شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» كه در ابتدای پیروزی انقلاب مطرح می‌شد در راستای سیاست راهبردی سیاست خارجی دکتر محمد مصدق یعنی موازنه منفی و یا موازنه عدمی شهید مدرس بود. منافع ملی ایران ایجاب می‌کند که با همه کشورها ارتباط داشته باشد و در راستای منافع ملی‌ مناسبات خود را تنظیم کند. با توجه به اینکه عملاً جمهوری اسلامی در تقابل با امریکا و کشورهای غربی درهای خود را بسوی دو كشور روسیه و چین باز کرده است، آنها یک سویه در راستای منافع خودشان از امکانات ایران بهره برداری می‌کنند كه این امر انتقاد مردم را به همراه داشت.

مناسبات و قراردادهای ویژه با چینی ها از یك طرف و پایبند نبودن روسیه به تعهداتش از جمله نیروگاه بوشهر و نقض منافع وحقوق ملی و تاریخی ایران در دریای خزر از سوی دیگراز جمله مواردی است كه طرح می‌شود. بنابراین اگر مسئولان جمهوری اسلامی سیاست‌های گذشته خودشان را در راستای منافع ملی تصحیح کنند هیچ ایرانی به ویژه جنبش سبز نه دنبال مرگ خواهی برای امریکاست و نه روسیه و چین. به نظر می‌رسد طرح این شعار نیز به دلیل سیاست خارجی نسنجیده مسئولان جمهوری اسلامی باشد.

البته در این خصوص باید به تاثیر یك سری اخبار غیررسمی نیز توجه داشت كه حكایت از كمك‌های نظامی و تكنیكی روسیه به دولت ایران در رابطه با سركوب مردم دارند. به عبارت دیگر همان‌گونه كه مردم ایران و مبارزان سیاسی پیش از انقلاب به جهت همكاریهای دولت‌های غربی و آمریكا با شاه، مسوولان و حكومت‌های این كشورها را در وضعیت كشور خود مقصر می‌دانستند و عملا نیز این نزدیكی و رابطه را نوعی سلب و نقض استقلال ارزیابی می‌كردند، در حال حاضر نیز به جهت فقدان فضای باز سیاسی و نقض آشكار آزادیهای بنیادین و حقوق ملت توسط اقتدارگرایان، مردم ایران همكاریها و حمایت دولت‌هایی نظیر چین، روسیه و حتی ونزوئلا و سوریه را هم در راستای نقض استقلال و مترادف با تضییع حقوق و منافع ملت ایران ارزیابی می‌كنند.

* همچنین شنیده می‌شود، مردم ایران با این احساس که برخی مقام‌های جمهوری اسلامی‌ در صدد استفاده از روش های چین و روسیه برای فشار بر مخالفان هستند، این دو شعار را مطرح كرده‌اند؟

عملکرد روسیه در داخل روسیه و در کشورهای جدا شده از روسیه مثل چچن و روش هایی که چین در برخورد با مخالفان از جمله مسلمان ها در‌پیش گرفته که نوعی نقض حقوق اساسی و حقوق بشر است نیز موجب شده تا مردم ما نسبت به این دولت ها نگاه مثبت نداشته باشند و نوعی واکنش نشان دهند.

* مارتین لوتر کینگ رهبر فقید سیاهپوستان مسیحی امریکا در نهضت خود سعی کرد شعارهای خود را با استفاده از متون مذهبی پایه گذاری کند تا بر مؤمنان مسیحی اثر بگذارد و آنان را قانع کند که می‌توان از این مسیر نیز حركت كرد. از طرف دیگر این احتمال وجود دارد كه طرح شعارهای رادیکالی بر ضد مذهب با این هدف كه مذهبی‌ها را از جنبش سبز جدا كنند از طرف جریان رقیب جنبش اصلاحی صورت گیرد تا زمینه سركوب جنبش اصلاحات فراهم شود.

تجربه‌‌های تاریخی در کشورهای مختلف از جمله تجربه جنبش دانشجویی ایران پس از سال 1320نشان داده است كه همواره می‌شود با نفوذ و طرح شعارهای رادیکال زمینه سرکوب جنبش اصلاحی را فراهم كرد. مردم ایران هرگز نقش شعارهای انحرافی را در روزهای حساس مرداد 1332 که موجب سر در گمی و بی تفاوتی مردم وحتی نخبگان و مرجع تقلید شد و موجب زمینه سازی برای کودتای آمریکایی - انگلیسی با کمترین هزینه شد از یاد نخواهند برد واین تجربیات تاریخی را در جنبش سبز خویش بکار می‌بندند.

* جریان نواندیشی مذهبی به دلیل مقاومت و ایستادگی که در طول سه دهه گذشته داشته است با پرداخت هزینه های سنگین، نقش آگاهی بخشی و معرفی یک راهبرد مؤثر برای تداوم اصلاحات داشته است ولی گویا این نقش امروز پررنگ نیست؟

ما باید بپذیریم در جامعه دموکراتیک، نظرات متفاوتی وجود دارد كه باید با گفت و گو و تعامل این وجوه مشترک را گسترش داد. طبیعی است نهضت آزادی ایران و همه نواندیشان مذهبی که در مسیر اصلاحات فعالیت می‌کنند به نوعی مأموریت خودشان را به نسل بعدی منتقل کرده اند. آنچه را مطرح كرده‌ایم یک نوع نظر مشورتی برای رهبران جنبش سبز و معترضان به انتخابات است که تجربیات تاریخی این جریان را مورد توجه قرار دهند. ما نیز همچون مهندس موسوی بر اجرای اصول مغفول قانون اساسی و تدریجی بودن مبارزات و رشد آگاهی مردم و توسعه شبکه اجتماعی تأكید داریم. شبکه اجتماعی که بتواند این آگاهی را در درون خودش نهادینه کند و توسط هسته های درونی که شکل می‌گیرد، جنبش را ادامه دهد.

* و جایگاه نیروهای خارج از کشور؟

تجربه نشان می‌دهد که چه قبل و چه بعد از انقلاب سال 57 نیروهای فعال خارج از كشور از آنجا كه نگاه ذهنی به مسایل داخل ایران دارند در انعکاس و تقویت پیام مبارزات داخل کشور نقش مؤثرتری را می‌توانند ایفا كنند. دقت بر راهبردهایی که جنبش سبز در داخل كشور مطرح می‌کند، اصلی انكار ناپذیر برای نیروهای ملی خارج از كشور است. چرا که اگر مطالبات بیشتر از وسع جنبش در داخل باشد، زمینه انحراف و سرکوب را فراهم می‌كند.

* با توجه به اینکه جنبش نوپای سبز فاقد رهبری سازمان یافته است و عملاً نامزدهای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری- میرحسین موسوی و مهدی کروبی- و همچنین سید محمد خاتمی، رییس جمهور سابق ایران نقش رهبری این مجموعه را بر عهده گرفته اند، فعالان سیاسی و آگاهان دیگر چه وظیفه ای دارند؟

ضروری است فعالان احزاب و نهادهای مدنی با تحلیل های آگاهی بخش خودشان زمینه های آگاهی بیشتر مردم و ایجاد گفت و گو، تعامل و تفاهم بین دیدگاه های مختلف را فراهم کنند تا آن حداقل های مشترک در این فرآیند برجسته شود و همکاری های جمعی بصورت شبکه اجتماعی شکل بگیرد تا از درون شبکه اجتماعی، شکل گیری رهبری سازمان یافته به تدریج امکان پذیر شود. این امر نیاز به زمان و فرآیندی طولانی است. در این فاصله همه آحاد مردم باید کوشش کنند جریان هایی كه به دنبال وارد کردن شعارهای افراطی و خارج از ظرفیت و مصالح جنبش اصلاحات هستند را از طریق گفت و گو و تعامل نسبت به اصلاح اینگونه شعارها آگاه كنند.

در خصوص مناسبات رهبری نمادین جنبش راه سبز با احزاب و نهاد های مدنی و نحوه شکل گیری و توسعه شبکه اجتماعی وسازو کارهای تقویت ارتباط درونی آنها نیاز با کار بیشتری است و باید به آن اهتمام داشت.

 

 

 

ارسال به شبکه های اجتماعی   facebook فیس بوک   balatarin بالاترین   Donbaleh دنباله

اخبار و مقالات را از طریق ای میل دریافت کنید:
خبرنامه