جناب آقای مهاجرانی، خیلیها برای توصیف دولت برآمده از انتخابات دهم از واژه کودتا استفاده می کنند. آیا شما با کاربرد این واژه موافقید؟
به نظرم می توان برای واژه کودتا گستره و ژرفای متنوعی را تعریف کرد. کودتا به اصطلاح یک مفهوم مشکک است. مردم ایران در انتخابات شرکت کردند. یک نهاد نظامی با دستور نتیجه انتخابات را تغییر داد. یعنی بر خلاف اراده ملت رییس جمهور و دولتی بر مردم تحمیل شد. از این زاویه می توان تعبیر کودتا را به کار برد. در واقع تغییر دولت توسط نیروی نظامی و امنیتی. البته به دلیل ساختار ویژه نظام جمهوری اسلامی که نیروهای مسلح تحت فرماندهی رهبر انقلاب است. جهت کودتا تغییر حکومت نبود. بلکه تغییر دولت بود. صد البته از این پس که مزه تغییر دولت در کام سپاه شیرین شده است دور از انتظار نیست که سپاه در اندیشه و طرح و برنامه برای ولی فقیه بعدی هم باشد. تخریب همواره چهره آیت الله هاشمی رفسنجانی و مراجع تقلید مقدمه چنان طرح و برنامهای است.
- به نظر شما اساسا چرا حکومتگران ایران این بار ترجیح دادند با سرکوب نظامی خشن و گسترده این جنبش را در نطفه خاموش کنند؟ آیا آن ها به هزینه های گسترده برخوردهای خشونت آمیز خود در سطح بین المللی واقف نبودند یا بودند و برای حفظ قدرت حاضر به پذیرفتن بحران شدید مشروعیت شدند؟
به نظرم رهبری و سپاه تصویر روشن و دقیقی از مسائل پیش رو نداشتند. گمان میکردند تغییر نتیجه انتخابات و تحمیل رییسجمهور و دولت تقلبی ظرف یکی دو هفته جمع میشود و مردم هم فراموش میکنند و کاندیداها هم از صحنه به کناری میروند. کشورهای منطقه و اروپا و آمریکا هم که در جستجوی منافع خودشان هستند. اتفاقا آنها دولت ضعیف را بیشتر میپسندند. مقاومت مردم و استقامت آقایان موسوی و کروبی و خاتمی، استقامت و حضور تعیینکننده دانشگاهها و دانشجویان، اعلام نظر متفکران و مراجع تقلید، ساماندهی شبکه عظیم مردمی اطلاع رسانی، خواب خوش کودتاگران را آشفته کرد. از این رو شاهد نوعی چند گانگی در مواضع آنها هستیم. به عنوان نمونه آیتالله خامنه ای در تازهترین اظهار نظر از آیت الله هاشمی رفسنجانی و روسای قوا حمایت و از به کار بردن واژه منافق انتقاد کرده است. روزنامه کیهان از آن کیست و خبرگزاری فارس و رجانیوز را چه کسانی اداره می کنند؟ درباره مشروعیت هم ظاهرا حکومت و نظریه پردازانش حرف نسبتا تازه ای را با صدای بلند مطرح میکنند. میگویند مشروعیت ولی فقیه ربطی به مردم و خبرگان ندارد. ایشان هستند که سرچشمه مشروعیت هستند. وقتی فردی را به عنوان رییس جمهور تنفیذ می کنند دیگر سخنی باقی نمی ماند. یوسفعلی میر شکاک هم گفته است باید جمهوریت را به نفع شهریار و آئین شهریاری منتفی کرد.
تعداد زیادی از فعالان سیاسی در شوهای اعترافی حضور پیدا کردند و این روزها هم شاهد صدور احکام سنگین قضایی اعم از شلاق و تبعید و حبسهای طولانی مدت برای آن ها هستیم. علت صدور این احکام سنگین چیست؟ به نظر شما این روند به همین صورت ادامه خواهد یافت؟
می خواهند هزینه فعالیت سیاسی را آن چنان بالا ببرند تا فعالان سیاسی از صحنه کنار بروند و جا برای نورسیدگان روییده بیشتر باز شود. وثیقه ها و مدت زندان و یا محرومیت همیشگی از حقوق سیاسی و اجتماعی پیامش همین است. از صحنه بیرون بروید تا ما آسان حکومت کنیم. مقاومت اکثریت قریب به اتفاق زندانیان- آنانی هم که به هر دلیل سخنانی گفتند که به کام آقایان شیرین بیاید، پس از آزادی با دقت و طرافت پیام دادند که نقش بازی کرده اند. حجاریان گفت " چون او نقشش را بهتر بازی کرده زودتر آزاد شده است!" دیدار آقایان خاتمی و کروبی از آقای ابطحی هم پیامش این بود که کسی اعترافات دوره زندان و گفتگوی در حیاط اوین را جدی نمی گیرد. به عبارت دیگر شاهد مقاومت و استقامت رهبران و چهره های شاخص جنبش سبز ملت ایران هستیم. بیانیه شماره 15 مهندس موسوی آخرین نشانه چنین حضور و مقاومتی تا به امروز است.
حتما فشارهای دیگری هم خواهد بود. در شیراز و استان فارس طلبه های مدرسه علوم دینی آیتالله سید علی محمد دستغیب از همه ادارات و مراکز و مدارس رانده می شوند. آیت الله العظمی منتظری درس و بحثشان تعطیل و حسینیه شان توقیف است.
اما به رغم مدعیانی که منع عشق میکنند نهضت سبز ملت ایران زنده، گسترده و هر روز ژرفای بیشتری می یابد. اصلها ثابت و فرعها فیالسما. وقتی متفکری مثل استاد محمد رضا حکیمی از سر درد می گوید. در کشور ما انسان در خیابان ها سرگردان است و انسانیت در کتاب ها، پیداست. در چنین زمان و مکانی دیگر سخن از مهرورزی دولت تقلبی چه اعتباری خواهد داشت؟ از طرف دیگر بایست بپذبریم که مبارزه و مقاومت در برابر استبداد و کسب آزادی و مردمسالاری حقیقی، امری موقتی و آسان یاب نیست. به تعبیر نلسون ماندلا:" راه طولانی تا آزادی" در برابر ماست.
به طور کلی با این میزان سرکوبی که صورت گرفت، اگر واقع گرایانه بخواهید بنگرید. چشم انداز جنبش سبز را چگونه می بینید؟
نمی خواهم در داوری شتاب کنم. امیدوارم که تصمیم گیرندگان و نظام به این تدبیر و عقلانیت برسند که با مشت آهنین نمی توانند، بحران را برطرف کنند. به تعبیر حجه الاسلام محمد مطهری بایست مساله را حل کنند و نه جمع. تا به حال نتوانسته اند مساله را جمع کنند. دیدید رییس آگاهی پلیس تهران که می خواست دست قطع کند! آگاهانه عزل شد. فرض کنیم احزاب را منحل کنند. دانشگاه ها را چه می کنند؟ با اجتماع مردم در مناسبت های دینی و آئینی چه می کنند؟ تعطیل مطبوعات موجب توقف اطلاع رسانی شد؟
انحصاری بودن صدا و سیمای حکومتی ، معنی اش این است که مردم فقط صدا و سیما را میبیینند؟ کم تا به حال دیشهای ماهواره را جمع کردند؟ پیداست وقتی مردم به رسانه های حکومتی و توجیه کننده تقلب و تزویر در انتخابات اعتماد نداشتند؛ خود در پی خبر و اطلاع و تحلیل و تفسیر بر می ایند. حکومت اگر پشتوانه مردمی و ملی خودش را از دست بدهد، ارعاب تداومی ندارد. گفته اند، حرکت قسری، یعنی حرکت مبتنی بر اعمال زور دیر پا نخواهد بود.
با تشکر از وقتی که در اختیار خبرنگار موج سبز آزادی قرار دادید.
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)