ما آن شكوفهایم كه بردوش بادها
از گرد ره نیامده جاروب میشویم
مجروح زهرخند شماییم سالهاست
با این سیاه زخم مگر خوب میشویم
اما نه، دربرابر لبخند سادهای
آنقدر سادهایم كه مغلوب میشویم
ما را تبر چگونه زپا در میآورد؟
ما جنگلیم و لشگری از چوب میشویم
امیدوار باش به سرچشمه میرسیم
داریم میرسیم كه سركوب میشویم
تنها تو نیستی غزل سربدارمن!
ما نیز در كنار تو مصلوب میشویم.
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)